سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۳ تير ۱۳۹۵






زنانه عاشق شو …



مردانه از عشقت محافظت کن …




و کودکانه سالهای سال عشقت را تازه نگهدار …



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۳ تير ۱۳۹۵

از من پرسید :

با هم چه نسبتی دارید ..؟

من خندیدم و گفتم :

دوستش دارم ...

ببین چقدر بهم ! نزدیک است ...



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۳ تير ۱۳۹۵

با عشقت که قدم میزنی...

با عشق و آرامش، قدم بردار...

نفسهایت را عمیق تر بکش...

عجله ات برای چیست...؟؟

تمام دنیا اینجاست...

در دستهای تو...



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۳ تير ۱۳۹۵


 آنقدر ذهنم را درگیر خودت کرده ای ...


 که دیگر حتی نمیتوانم مضمون تازه ای پیدا کنم


 حالا حق میدهی


 در شعرهایم


 به همین سادگی بگویم


 " دوستت دارم " ؟



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۳ تير ۱۳۹۵

 اگر یک شب جایِ خدا را بگیرم


 مرا با این شکل و شمایل


 این لباس ها...


 توی اتاقت راه می دهی؟


 بعد آرام بگیری و


 فکر کنی خسته ای


  بندِ دلم پاره شود


  با همین دست ها


  برایت...


  شعر دانه کنم


  گردنبند بسازم؟


  پنجره باز بماند


  دمِ صبح... موهایت را


  روی دوشم می اندازی؟


  کدام ستاره را به بالشت سنجاق کنم


  زودتر پلکت سنگینی می کند؟


  چند فرشته دورِ سرت بال بال بزنند


  دل به رویا می دهی؟


  اصلاً هیچوقت گفته بودم


  می خواهم خوابیدنت را تماشا کنم؟




ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۳ تير ۱۳۹۵

بگذار بگویم :



آخر فهمیدم چه ربطی بهم داریم !



که پشت این همه فاصله تا این حد به من نزدیکی ...



" تو ادامه ی وجود منی "



دل من با تو آرام گرفت



این نوشته های گاه و بی گاه



قلب من است برای تشکر از تو



که تمام کج خلقی هایم را تحمل کردی



صبورانه همه ی بهانه گیری هایم را هضم کردی



و آخر هم با همان زنگ صدای همیشگی ...



تسکینم دادی



من نمی دانم چه شد یا از کجا پیدا شدی !



فقط خوب کردی ادامه ی وجود من شدی



 . . . خوب کردی !




براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۳ تير ۱۳۹۵

  امروز حرفهایم آنقدر شیرین است



  که فکر میکنم ...



  در دهان من تو لب وا کرده ای !



براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۳ تير ۱۳۹۵

  دلم لحظه ای را می خواهد !



  که تو باشی ...



  همین کنار نزدیک به من



  درست روبروی چشم هایم



  همنفس نفسهایم



  خیره شوم به لبهایت



  دست بکشم به تک تک اعضای صورتت



  بعد چشمهایم را ببندم و ...



  " ببوسمت "



  آن لحظه دنیای من تمام می شود .



 " به خدا که واقعاً تمام می شود "






ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۳ تير ۱۳۹۵

  آمدی



      و آنقدر



      محو تعبیر رویایم بودم



     که انگار تو را



      در بیداری خواب دیدم



     رفتی



    و تمام اتاقم



    چنان عطر تو گرفت



    که مست یادت دوباره



    به خواب رفتم ...





براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۳ تير ۱۳۹۵
آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز،



"دلم"


بند کفش هایش را نبسته بود!



با همان حال، تمام دشت را دویدم تا به تو برسم؛



که مبادا پیش از من "ناز نگاهت" خریدار پیدا کند



آخر شنیدم که کسی میگفت:



شقایقها هم عاشق میشوند...!!!





براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ]